قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1555
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال دويست و بيست و هشتم و دويست و بيست و نهم از رحلت خير البشر و در سال دويست و بيست و هشتم ، بغا شهر تفليس را محاصره نمود و زيرك ترك مقدمهء لشكر او بود . والى آن شهر اسحاق بن اسماعيل از شهر بيرون آمد و جنگ عظيم كرد . آخر الأمر ، در دست بغا گرفتار شد . بغا فى الحال گردنش بزد و آن شهر را بسوخت . و از جمله وقايع اين سال آنكه سيصد غراب « 1 » بىخبر از راه شهر دمياط به ديار مصر درآمدند و خلايق بىشمار از اهل مصر كشته شد و مساجد آن ديار را بتمامى بسوختند و ششصد زن از مصر به اسيرى بردند كه صد و بيست و پنج نفر از آنها زنان مسلمان بودند باقى قبطيه . و از مردم مصر صد برابر آنچه از دست فرنگ به قتل رسيد در حين گريختن در بحر تنيس غرق شدند . القصّه ، آن حادثه را « طوفان مصر » مىگفتند . و در سال دويست و بيست و نهم ، متوكّل بر اهل ذمّه باز بسيار شدّت كرد و در باب ايذا و اهانت ايشان مبالغه مىنمود و كنايس مستحدثهء ايشان را خراب كرد ، و على بن جهم « 2 » را از سامره اخراج كرد و به جانب خراسان فرستاد ، و يحيى به جنگ روم رفت ، و اهل اسلام اين نوبت در تخريب ولايت روم داد مبالغه دادند و تا شهر قسطنطنيه غارت كردند و اسير بىنهايت گرفتند و هرجا كه مىرسيدند قتل عام مىكردند . و يحيى بن
--> ( 1 ) . غراب : كشتى جنگى . فرماندهى اين سيصد كشتى به عهدهء عرفا ، ابن قطونا و امرد ناقه بود ؛ - طبرى ، ترجمهء تاريخ طبرى ، ج 14 ، ص 6044 . ( 2 ) . شاعر مشهور دورهء عباسى كه دشمنيش با حضرت على ( ع ) معروف بود . اخبار وى بهطور مبسوط در عصر المأمون ( ج 2 ، ص 423 ) آمده است . وى از بنى شامة بن لوى بود .